على بن حسين واعظ كاشفى
377
رشحات عين الحيات ( فارسي )
بوده حضرت سيد براى دفع گرما به يخدانى درآمدهاند و خواب كرده ، بعد از آنكه بيدار شدهاند فى الفور ايشان را فلج عارض شده به اين سبب حضرت سيد نسبت به شيخ برهان الدين « 1 » در مقام نيازمندى و حسن عقيده شدهاند و در هر سه روز چند سير نبات كرمانى چند ميرى سفيد براى شيخ برهان « 2 » مىفرستادهاند . حضرت ايشان « 3 » مىفرمودند كه كرت دوم كه « 4 » حضرت سيد « 5 » به سمرقند آمده بودند ، من شيخ برهان « 2 » را پيش ايشان بردم ، اول نشناختند ، گفتم ايشان در ملاقات « 6 » و ملازمت شما مىبوده است از ساكنان محله كفشيرند « 7 » و نام ايشان برهان الدين « 8 » است ، حضرت سيد بشناختند « 9 » و باز « 10 » به او مصافحه كردند « 11 » و گريستند « 12 » ، بعد از آن فرمودند « 13 » كه من از قاضىزاده روم بسيار استفسار احوال شما « 14 » مىكردم ، ايشان هيچ جواب ننوشتند « 15 » و من از احوال شما هيچ خبر « 16 » نيافته بودم الحمد لله كه شما را در قيد حيات يافتم . حضرت ايشان مىفرمودند كه حضرت سيد از شيخ برهان - الدين « 17 » لتى خورده بودهاند و مىفرمودند كه از شيخ برهان الدين « 18 » شنيدم كه مىگفت « 19 » در آداب « 20 » طعام خوردن نوشتهاند « 21 » كه زينهار بر سر سفره كرنجكوبى نكنى يعنى
--> ( 1 ) - مج ، چپ : بشيخ برهان در ( 2 ) - مى : شيخ برهان الدين ( 3 ) - بر : فرمودند كه در كرت دويم ( 4 ) - مى : ( كه ) ندارد ( 5 ) - مى : حضرت سيد قاسم بسمرقند ، چپ : نسخه بدل : حضرت سيد قاسم بسمرقند ( 6 ) - بر : ملاقات شما مىبوده است و ملازمت شما مىنمودهاند از ( 7 ) - در حاشيه نسخه مج : ( كفشير بفتح كاف و سكون فاء و كسر سين معجمه و ياء مثناة تحتانيه وراء مهمله موضعى است بر جنوبى سمرقند نيم فرسنگ ) ( 8 ) - مى : ايشان شيخ برهان است مج ، چپ : شيخ برهان الدين است ( 9 ) - چپ : شناختند ( 10 ) - مج : باز با او ( 11 ) - مى ، چپ : كردهاند و ( 12 ) - مج ( و بگريستند ( 13 ) - مى : فرمودهاند كه ( 14 ) - مج : احوال مىكردم ( 15 ) - مج : ننويشتند ( 16 ) - بر : هيچ خبرى نداشتم ( 17 ) - مج ، چپ : از شيخ برهان لتى ( 18 ) - مى : از شيخ شنيدم كه ( 19 ) - بر : مىگفتند در ( 20 ) - مى : در ادب طعام ( 21 ) - مج : نويشتهاند كه مج .